عشق اصیل

زندگی تنها زمینی است که در آن بذر عشق ما شکوفه می دهد

عشق اصیل

زندگی تنها زمینی است که در آن بذر عشق ما شکوفه می دهد

مشخصات بلاگ

گاهی وقت ها،اتفاقی در زندگی پیش می آید که به ظاهر زندگیمون خیلی اثر نداره اما در باطن زندگیمون خیلی موثر است.من چیزی را یافتم که مطمئنم "اصل"هست."اصلی"که هر بار گذشتم از کنارش،اما باز رو به روی من ظاهر شد (این اصل را من کم کم و به ترتیب تعریف می کنم )

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب

حق من

شنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۴ ق.ظ

با اینکه هر آدمی باید مسئولیت زندگیش رو داشته باشه اما در یک دوره های زندگی سخت میشه و آدم مجبور هست که کمک بخواد،درست مثل کمکی که من خواستم.فکر می کنم شاید کارم درست بوده!شاید هم نه!شاید برای خودم نشونه ای داشته باشه یا شایدم نه!شاید هم برای تو نشونه داشته باشه یا شاید هم نه!واقعا نمی دونم!ندونستن،عذابم میده ولی خوب.....گاهی فکر می کنم به اندازه کافی تلاش کرده بودم برای اینکه بگذرم از این جریان،برای اینکه بدونم یک مرحله از زندگیم هست و نه همش!برای اینکه محدود نمی دونستم خودم رو حتی در درونم!اما خوب الان فهمیدم کمی زیادی تحلیل کردم در حالی که خیلی خیلی ساده بود!بازم الان حق انتخاب با خودمه هر چندالان می گم مثل قبل نمی تونم انتخاب کنم چرا که "پاک کردنش"عصبیم  می کنه.من نمی دونم چند روز،چند سال یا چند دهه زنده می مونم.زنده بودنی که خیلی برنامه ها براش دارم.می خوام موفق و خوشبخت باشم،پس اگر هم یه جاهایی"سکون"داشته باشم ولی در نهایت حرکت خواهم کرد،اما مهم تر از موفقیت و خوشبختیم چیزی هست که در درونم شکل گرفته.خیلی دوست داشتم با اعمالم و تفکرم بتونم لطیف ترین و عاشقانه ترین ارتباط با تمام  آدم ها و هستی داشته باشم  و سعی می کردم،دلم می خواست با بهتر کردن "بیرونم"،"درونم"هم بهتر شه،اما عشق من به تو چیزی دیگه برام میاره،انقدر درونم رو قشنگ می کنه  که خواه و ناخواه روی بیرونم هم اثر داره،مثل خورشیدی هست که درونم رو روشن می کنه و تششعاتش برأی بیرون از من هم روشنی میاره.من اصلا  نمی خواستم اذیتت کنم، پس دیگه نمی خوام از درونت کمکم کنی!!چون نباید اجباری باشه،تو دنیات با من فرق داره همون طور که اثر انگشتت با من فرق داره،انتخاب با خودته!به خصوص برای دنیای درونی...در واقع درست مثل من ممکنه تو هم درونت رو پیدا کردی باشی اما چیز دیگه ای باشه،چیزی حتی خیلی متفاوت با درون من.اما اگر حرفی  از درونت زدم،باور کن باید می گفتم،می دونم خیلی غیر متعارف بود  ولی باز انتخاب با خودت هست.غیر متعارف رو درک کردن و پدیرفتن خیلی سخت تر از متعارفه،چون تو هیچ آیینی،تو هیچ کتابی،تو هیچ عقلی جا نمی گیره مگر در دلی....اگر گفتم من پاکیت دیدم و لمس کردن و از آن عبور کردم این هم خیلی غیر متعارفه،ولی باید می گفتم چون در من سنگینی می کرد.متعارف رو یادمون می دهند اما غیر متعارف رو در خودمون باید پیدا کنیم،شاید تو خودت پیداش کردی یا شاید هم نخوای،خوب مختاری! اگه ازت،اجازه عبور از درونت رو گرفتم، باور کن نیاز داشتم اما در واقع نباید اجازه برای عبور می گرفتم و باید اجازه می گرفتم عاشقت باشم هر چند این اجازه گرفتن هم غیر متعارفه!!می دونی؟!من اصلا نمی دونم گاهی چی می نویسم درست مثل بچگی هام که اصلا نمی دونستم درباره چی شعر می گم؟!چه احساسی؟!چه غمی،من که اصلا غمی نداشتم!؟یا مثل نقاشی هایی که در دبستان، سر کلاس ها می کشیدم.اولش هدفی نداشتم،گوشه دفترم شروع به خط کشیدن می کردم و این خط ها و حرکت مداد بود که درنهایت من رو به تصویری هدایت می کرد که باید تکمیلش می کردم.گاهی وقت ها فکر می کنم،حتما فکر کردی خیلی ابله باید باشم و خود آزار(خوب این فکر متعارفه) ولی اگر  ابله  فرضم نکرده باشی این همون "غیر متعارفه".من تازه یادم گرفتم که نباید کسی رو نصیحت کنم و در نهایت بهشون بگم:درکت نمی کنم،یا دلم می خواست درک کنم اما نمی تونم،نوشته ها و خواسته های من به خصوص در برابر تو تنها نمایان کردن شعله هایی از خورشید درونم هست و چیزهایی که گاهی از ناخودآگاهم میاد،من می دونم تصمیم گرفتن برای درون خیلی سخت تر از بیرون هست،چون خیلی بیشتر جرّأت می خواد و چون خصوصی ترین حریم هر آدمی هست ،بیشتر از هر چیزی نیاز به اختیار داره.من انتخاب کردم این عشق رو در درونم نگه دارم و بالنده کنم،درسته خیلی سخته أما خوب نگه داری گوهر سخت تر از بدل هست و من بهای داشتن الماس درونم را خواهم پرداخت.زندگی تو،راهت و روشت و خواسته هات هیچ ربطی به من نداره چون مختاری درست مثل من!چون تو هم،راه مخصوص به خودت رو داری درست مثل من!اما یک چیزی قطعا به من ربط داره و اون چیز اینه که همیشه باید سعی کنی شاد باشی و سالم باشی و خوشبخت باشی و حتی باید آرزو کنی که بیشتر از من، زنده باشی.

  • Nirvana Atela

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی